أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

227

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بهر بار كه كودك را شير دهد چنان بود كه بردهء آزاد كرده و چون كودك را از شير باز كند منادى از آسمان ندا كند كه اى زن ترا عمل كفايت كردند در گذشته عمل با سرگير در آينده ، عايشه گفت : زنان را خير بسيارست مردان را چيست ؟ - رسول صلى اللّه عليه و آله بخنديد و گفت : هر كه دست زن خود را بگيرد بر طريق مراودت خداى تعالى او را حسنهء بنويسد ، و اگر دست در گردنش كند ده حسنه بنويسد ، و اگر بوسه دهد بيست حسنه بنويسد ، و اگر با او نزديكى كند چندان ثوابش بدهند كه از همهء دنيا بيشتر بود و چون غسل كند بهر موئى كه آب به روى ميگذرد سيّئهء محو كنند و درجهء رفع كنند و آنچه او را بدان غسل بدهند بهتر بود او را از دنيا و هر چه در دنيا بود و خداى تعالى به او با فرشتگان خويش مباهات كند و گويد كه : شما را گواه كردم كه او را بيامرزيدم . [ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ ] براء بن عازب گفت : آيت در مردى انصارى آمد نام او قيس بن صرمه و اين مرد همه روز كار كرده بود در زمينى از آن خويش در ماه رمضان ، نماز شام آمد و پارهء خرما آورد و زن او طعام نساخته بود تا زن بدان مشغول شد كه طعام سازد خواب بر او غالب شد و بخفت نماز خفتن در آمد و او روزه بر آب گشوده بود و طعامى ناخورده بود و در ابتداء شرع بعد از نماز خفتن طعام و شراب و نكاح منهى بود مرد بيدار شد وقت افطار گذشته بود برخاست گرسنه و رنجور از بيم خداى تعالى دست بطعام نيارست كردن ديگر روز روزه داشت سخت رنجور شد و از پاى درآمد نماز پيشين رسول او را ديد گفت : يا ابا قيس ترا چه بوده است ؟ - او قصّه باز راند رسول از آن تنگدل گشت خداى تعالى آيت فرستاد و آن تكليف را تخفيف فرمود ، گفت : بخوريد و بياشاميد از وقت نماز شام تا آنگه كه سپيدى روز كه صبح است از سياهى شب ظاهر گردد پس روزه را تمام گردانيد تا شب يعنى چون صبح صادق طالع گشت از طعام اجتناب كنيد تا وقت فرو شدن آفتاب . عدى بن حاتم گويد كه : رسول ( ص ) مرا نماز و روزه را بياموخت و در باب